پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - گفت و گو با نامرئىترين مرد بغداد - صبوری ضیاء الدین
گفت و گو با نامرئىترين مرد بغداد
صبوری ضیاء الدین
در دنياى ژورناليستها، گفت و گو با چهرههاى معروف، بهخصوص چهرههاى دستنيافتنى، داراى ارزش و اهميتخاص و فوق العادهاى است و انجام اين قبيل گفت و گوها تاثير بسزايى در اقبال خوانندگان نسبتبه نشريات آنها خواهد داشت. اين يك اصل عمومى و كلى است. اما حس ژورناليستى براى انجام مصاحبه و گفتوگو با برخى چهرهها به اين راحتىها قابل ارضا نيست. تصور گفت و گو با «صدام حسين» چهرهاى كه در دهههاى اخير از مطرحترين و خبرسازترين و در عين حال خطرناكترين چهره سياسى از بين مردان قدرت بوده است، يكى از آن حسهايى است كه مىتواند براى يك روزنامه نگار، يك رؤيا و براى خوانندگان نشريه، امرى بعيد به نظر برسد; چرا كه اطلاعات موجود در پيرامون زندگى او و خصوصيات روحى و شغلىاش حاكى از آن است كه وى به دليل جو حاكم بر فضاى سياسى عراق و حوزه مسئوليتىاش، به شدت منزوى شده و شيوع خصوصىترين اخبار از طرز گذران زندگىاش، كه او را به صورت نامرئىترين، مخفىترين، محتاطترين، سرىترين و امنيتىترين رييس جمهورى به تصوير مىكشد، اين گونه تصورات را تقويت مىكند.
اما براى ژورناليستهاى پيگير اين گونه اهداف، مطلقا محال نيست و حتى مىشود با شخصى چون «صدام حسين» با آن خصوصيات و ويژگىهاى امنيتى و حفاظتىاش به گفتوگو نشست و درباره جنگ هايش، محاصرههاى اقتصادى امريكا و هم پيمانانش، ويرانىهاى ناشى از جنگ و حملات غربىها به زير ساختهاى عراق و چگونگى تامين بودجه براى بازسازى و نيز چگونگى انجام بازسازىها در ويرانىهاى وسيعى كه در سالهاى اخير به وجود آمده، از او سؤال كرد و پاسخ شنيد!
احتمالا اين تصور تا قبل از روز اول ژوئيه ٢٠٠٢ (١٠ تير ١٣٨١) تنها مىتوانست در حد يك رؤياى جالب و جذاب مطرح باشد; اما همه اين تصورات تا ساعت ٩ صبح همان روز پايدار بود و از آن پس همه چيز، جاى خود را به واقعيتى داد كه از هتل الرشيد بغداد آغاز شد; زمانى كه مسئول تشريفات شما را در مقابل در خروجى هتل به يك اتومبيل زيبا و گران قيمت راهنمايى كرده و راه ساختمانى در نزديكى هتل را در پيش بگيرد. ظاهرا بايد ساختمان رياست جمهورى باشد. وارد ساختمان شده از اولين در عبور كرده و به يك سالن بزرگ هدايت و در آن سالن به يك نظامى عالى رتبه معرفى مىشويد كه از دقايقى پيش در انتظار شما بوده و مقدمات ديدارى مهم را براى شما فراهم كرده است.
اين نظامى، مىتواند فردى به نام سرتيپ عبدالحميد خطاب باشد يا به عبارتى دكتر عبدالحميد خطاب با قدى بلند، چهرهاى بشاش و خندهرو. شايد دانستن اين براى شما خيلى جالب باشد كه بدانيد او رساله دكترايش را تحت عنوان «آزادى فاو; ابعاد سياسى و راهبردى آن» ارائه كرده و كتابى نيز به نام «ارتش اسرائيل و نقش آن در تصميمگيرىهاى سياسى» تاليف كرده و احتمالا همين ويژگىها از او مسئوليتى چون منشى مخصوص رييس جمهورى، صدام حسين ساخته و پرداخته است. اما هنوز حق خواهيد داشت كه به امكان مصاحبه و كيفيت انجام آن با فردى كه انتظارش را مىكشيد، بدبينانه فكر كنيد كه آيا انجام مصاحبه، تاييد و زمان آن تعيين شده؟ آيا در خلال مصاحبه محدوديتى در طرح سؤالها وجود نخواهد داشت؟ اگر طرح سؤالى كه به دنبال پاسخ آن هستيد، برايش ناخوشايند باشد، چه سرنوشتى در انتظار شما خواهد بود؟ و آيا اساسا اين درست است كه هر كه سؤالى كند، پيامدهايش هم با خودش است؟ ! شايد ناچار باشيد كه در اين لحظات حساس، نگرانىهاى خودتان را با سرتيپ خطاب در ميان بگذاريد تا او به شما اطمنيان دهد كه «هر چه مىخواهيد، بپرسيد، بدون هيچگونه احتياطى خاص. شما خودتان متوجه شخصيت رييس جمهور خواهيد شد.»
و حالا كه قدرى آرامش يافتهايد، ديگر فرصت مناسبى است كه دكتر خطاب شما را به سالن مخصوص پذيرايى رييس جمهورى از ميهمانانش ببرد...
وارد مىشويد. مردى كه اكنون بيشتر شبيه قهرمانان مخوف هاليوودى شده و تا پيش از اين انتظار ديدار و همكلامى با او را نداشتيد، اكنون در مقابل شما ايستاده، درست در وسط سالن...
دستشما را مىگيرد تا مطابق مراسم پرچم را بالا ببرند. سپس به شما خوشامد مىگويد. اما اين صحنه همچنان براى شما دور از انتظار و غيرقابل باور است; چرا كه صحنه چنان پردازش و تنظيم شده است كه برخلاف اخبار معمول و شنيدهها هيچ اثرى از نيروهاى حفاظت و گارد مخصوص رييس جمهورى ديده نمىشود. همين حالت غيرعادى كافى است تا ترس و نگرانى را بر شما مستولى گرداند. بخصوص وقتى بياد آوريد كه در كنار فردى قرار گرفتهايد كه بيش از ٣٠ كشور جهان با ارتش و تجهيزات پيشرفته شان عليه او متحد شدهاند و سازمانهاى اطلاعاتى اين كشورها به زودى به جستجوى مرده يا زنده او مشغول خواهند شد.
احتمالا بايد اين حق را هم به شما داد كه لختى درنگ كنيد در اينكه آيا اين فرد خود اوستيا بدلى از دهها بدل معروف كه نقش جايگزين او را به عهده مىگيرند! و اين تصور كه اگر در حين اين ديدار و گفتوگو سوء قصد يا حملهاى به او شود، چه پيامد و سرنوشتى گريبان شما را خواهد گرفت؟ آيا ممكن استسرنوشت مسعود افغان در اين گوشه بغداد تكرار شود، اما چه قياس خنده آورى؟ ! مسعود با دشمنانش مىجنگيد و در عين حال، از جنگ حقيقتا نفرت داشت و صلح در بين افغانها تنها آرزو و آرمانش شده بود و سرانجام نيز ناكام از رسيدن به آرزويش، قربانى آن شد و صدام كه بالاخره نمىشود براحتى از كنار جنگ افروزىها و جنگطلبىهاى او گذشت و تمام آن خلق و خوى نظامىگرى و امنيتىاش را ناديده گرفت و....
به هر حال لحظههايى كه با سكوت معنادارى گره خورده، طى مىشوند و حالا مىتوانيد باور كنيد كه جناب صدام حسين در كنار شما نشسته و آماده پاسخگويى به سؤالات شماست.
به نظر مىرسد هنوز نمىتوانيد به درستى حدس بزنيد كه او در اين گفت و گو از چه سخن خواهد گفت؟ از امت عربى؟ از جنگهاى صليبى؟ دخالتبيگانگان؟ ايالات متحده؟ شوراى امنيت و سازمان ملل؟ مردم عراق؟ كويت و همسايگان عربى؟ ايرانىها؟ معارضان عراقى؟ آزادى بيان در رسانههاى عراق؟ بازگشت عراقىهاى خارج از كشور به عراق؟ مسئله فلسطين يا مطالبات مردم عراق در برابر تهديدهاى امريكا؟
اما وقتى گفت و گو آغاز مىشود، مىبينيد كه او به همه اين موضوعات پرداخته و چگونه از تجاوز كشورهاى بيگانه به عربها شكايت كرده و بيگانگان را مسئول عدم التيام زخمهاى كهنه و جديد مردم عرب و اختلافات موجود بين آنها معرفى مىكند; همانگونه كه به اسلام افتخار كرده، با توجه دادن به ايمان و ارتباط با خداوند، مردم عراق را به تحمل مسئوليتى فراتر از مردمان ديگر كشورها فراخوانده و از آنها خواهش مىكند كه او را مورد ملامت و سرزنش خود قرار ندهند و به همين منوال، سعى مىكند كه خود و عملكردش را در قبال ايران و ديگر همسايههايش تبرئه كند. همچنين او از حق شهروندى مردم عراق سخن مىگويد; حتى مخالفان و حتى حق آزادى بيان در رسانهها و تريبونهاى مخالف رژيم و نيز ارتباط ناگسستنى با توده مردم و نويسندگان و متفكران عراقى داخل و خارج از كشور!
و البته او فلسطين را نيز از ياد نمىبرد و اقدامات شهادتطلبانه فلسطينىها را ستوده و پايدارى ملت فلسطين و شخص ياسر عرفات را تحسين مىكند....
و حالا واقعا آن رؤياى مذكور تعبير شده و گفت و گو با نامرئىترين مرد بغداد آغاز شده است.
درباره رابطه غربىها و عربها با عراق در اين روزها صحبت كنيد:
اعراب با تهاجم وحشيانهاى روبرو شدهاند. آنها با جنگ هايى كه طى چند قرن بر آنها تحميل شده، مواجه هستند: مغولها و تاتارها، جنگهاى صليبى و ديگر جنگها كه آخرين آن جنگ صهيونيستها و امريكايىها عليه جهان عرب است كه در فلسطين و عراق نمود يافته است.
اعراب هيچگاه به كشورها حملهور نشدهاند و به آنها تجاوز نكردهاند; ولى اين كشورها بودهاند كه امت عربى را از زمان جهانى شدن اسلام، مورد هجوم و تهاجم خود قرار دادهاند. دخالتبيگانگان از جمله عواملى است كه باعث ايجاد اختلاف بين امت واحد عربى مىشوند و در ميان ما بدبينى ايجاد مىكنند و با تعميق اختلافها درصدد بر مىآيند كه از اين اختلافها به نفع خود بهرهبردارى نمايند.
بيگانه نمىگذارد كه امت عربى زخمهاى خودش را التيام ببخشد و همواره بر تنور اختلافات مىدمد; چرا كه منافع او با منافع امت عربى همخوان نيست. لذا با سهمخواهى نامشروع خود و فزونخواهى خود تلاش مىكند سلطه و سيطره حاكميتخود را با تمام قوا بر آنها تحميل نمايد. بنابراين امت عربى بايد در مقابل اين پديده، صفوف خود را براى مقابله با دشمن متمركز كند.
در مورد محاصره اقتصادى و راهكارهاى مقابله با آن چگونه مىانديشيد؟
ما از سال ١٩٩٢ همچنان تاكيد داريم كه محاصره با اراده شوراى امنيت لغو نمىشود; بلكه اين محاصره با اراده ملت و با اتكا به خداوند و گذشت زمان لغو خواهد شد. دشمنان سعى داشتند عراق را به كشورى عقب مانده و بدون ارتباط با ملتخود تبديل كنند; ولى اينگونه نشد و عكس آن اتفاق افتاد. ايمان در قلبهاى مردم عراق عمق يافت و گوهر دين اسلام بهتر درك شد و حالا ما بيشتر از پيش به اين دين افتخار مىكنيم. مردم عراق اكنون به خدا و رويكرد قومىاش نزديكتر و ملتزمتر شده است. چرا؟ چون احساس ضعف نمىكند. گرچه مشكلات در برابر ما بسيار زياد است، اما ما در مقابل اين مشكلات احساس ضعف نمىكنيم و از آنها نمىگريزيم.
ارتباط با خدا در راه دفاع از امت و تلاش براى دستيابى به حقوق كامل خود در ما انگيزهاى قوى ايجاد كرده است. ما كاملا ايمان داريم كه خداوند تعالى هيچگاه بردباران با ايمان را خوار نخواهد كرد.
ملت عراق، ملت دستپاچه و عجولى نيست و من از همينجا انسان عراقى را به تحمل مسئوليتى فراتر از هر انسان ديگر فرا مىخوانم و از اين ملتخواهش مىكنم كه مرا مورد سرزنش و ملامتخود قرار ندهند.
اگر ثبات و استوارى درختبه عمق ريشههايش بستگى دارد، پس انسان عراقى نسبتبه ديگران، از ثبات و استوارى بيشترى برخوردار است; چرا كه تاريخ عميق و ريشهدارترى دارد.
زمانى كه مردم را به تشكيل ارتش قدس فرا خواندم، همه از پير و جوان و مرد و زن براى پيوستن به اين ارتش اعلام آمادگى كردند و انسانهاى شريف در كشورهاى عربى با برادران عراقى خود همسو شده و از ملت عراق تقدير كردند و فكر صدام حسين را ستودند و ارج نهادند. اگر عراقىها اين آمادگى و تعصب را نداشتند، از اين ارتش استقبال نمىكردند و بالاخره براى طفره رفتن از آن عذر و بهانهاى مىتراشيدند. در نهايتبايد بگويم كه اصلا محاصرهاى كه از سوى ايالات متحده بر ملت ما تحميل شده، حقانيت ندارد.از همسايگان خليجى چه خبر؟
ما سالها در جنگ با ايرانىها درگير بوديم و جنگ طبيعى است كه مشكلات حاصل خودش را داشته باشد; ولى پس از آن براى پيگيرى نتايج آن جنگ كميتههايى تشكيل داديم و در حال حاضر با ايرانىها در تمام سطوح در ارتباط هستيم. دهها هزار ايرانى به زيارت عتبات عاليات و اماكن متبركه عراق مىآيند. و در رابطه با برادران خليج (فارس) مرتبا به آنها اعلام كردهايم كه ما خواستار گشايش يك صفحه جديد از تاريخ روابط عربى هستيم و اين موضع خودمان را در كميتههاى رسمى و نشستها كه آخرين آن، نشستسران عربى در بيروت بود، اعلام كردهايم. اما به محض اينكه امريكايىها و صهيونيستها مىفهمند كه ما در القاى اين باور به كويتىها موفق هستيم، روح نفرت و تفرقه را بر مىانگيزند. ما در رابطه با كويت، قطعنامههاى سازمان ملل را عملى كرديم، مرزها از سوى آنها تعيين شد و ما قبول كرديم. غرامتهايى را هم كه بر عهده ما تعيين شده است، مىپردازيم.
برخى از رسانههاى جمعى و تبليغاتى معتقدند كه عراق اسناد و ادوات كويتىها را سرقت كرده است، شما چه نظرى داريد؟
ملت عراق زاييده امروز نيست و سابقه نعمتها زيادى را به همراه دارد. عراقى غرور دارد. هيچكس اجازه ندارد درباره ملت عراق اينگونه قضاوت كند. ما دستور صادر كرديم كه همه اين اسناد و مدارك مربوط به كويتيا به صورت مستقيم و يا از طريق اتحاديه كشورهاى عرب به آنها تحويل داده شود. برادران كويتى خواستند كه تحويل آنها از طريق سازمان ملل متحده انجام شود، ولى ما درخواست كرديم كه ارائه آنها از طريق سازمان ملل و اتحاديه عرب انجام شود.از مفقودين جنگ يا آنگونه كه كويتىها مىپسندند، از اسرا چه اطلاعى در دست داريد؟
از گذشتههاى دور تا دوره معاصر در همه جنگها مفقودينى از سوى دو طرف جنگهاى دنيا وجود داشته است. اين مسئله هم به دور از دخالتهاى بيگانگان و با حسن نيت از طريق گفتوگو قابل حل است; به شرط آنكه ارادهاى در جهتحل آن وجود داشته باشد.
تعدادى از افراد هيات حاكم، افسران نظامى و برخى خانوادههاى كويتى در اينجا بودند كه ما آنها را آزاد و مخير كرديم بين قامتيا بازگشتبه كويت. ما با احترام آنها را به سوى خانههايشان بدرقه كرديم و آنها به وطن خود بازگشتند. مقدارى از طلاهاى بانك مركزى كويتبه ارزش نيم ميليون دلار را نگه داشتيم تا از بين نرود كه آن را هم به آنها عودت داديم. اما همانطور كه اشاره كردم، هر زمان كه خواستيم به كويت نزديك شويم، قواى شر آن را خنثى كردند.جناب رييس جمهور، هر نظامى مخالفينى در بين مردم خود دارد. شما چه نظرى درباره مخالفين خود داريد؟
اين درست كه هر نظامى در درون ملتخود مخالفينى دارد و در تمام كشورها همينگونه است و مخالفان و معارضان داخلى در باره قوانين و لوايح و سياستهاى كلى نظر خاصى دارند، ولى بايد نظراتشان را در چارچوب نظام مطرح كنند. مخالفان خارجى هم كمين كردهاند كه جنبههاى منفى در اجراى سياستها را آشكار كنند. اين مخالفان از هر دو گروه به صورت علنى فعاليت دارند و با نيروهاى بيگانه در ارتباط هستند.
هر عراقى در عراق از حق شهروندى برخوردار است و اين ربطى به ديدگاههاى شخصى او ندارد. در مقابل دولت نيز در برابر هر فرد عراقى، جدا از ديدگاههاى شخصىاش، حق و حقوقى قائل است و بايد از آن شخص دفاع نموده و اسرارش را حفظ كند، براى سربلندى و عظمت او بكوشد و دشمنانش را دفع كند و اين مسئله از جنبه اخلاقى و ملى كاملا درست است.
تجارب كهنه و جديد در تاريخ عرب و ديگر ملتها مؤيد اين است كه شهروندان با هر درجه از اختلاف به هر دليل وقتى در برابر تجاوز بيگانه قرار بگيرند، اختلافات را فراموش كرده و براى دفع تجاوز با هم متحد مىشوند.آيا حالا عراق هدف واقع شده استيا نه؟
همه امت عربى هدف واقع شدهاند. جنگ تنها عليه عراق نيست; بلكه عليه تمام ملتهاى عربى است; مگر اينكه سبك و سياق آن عوض شود. مشكل دراينجاست كه دشمنان با همه ملتها به صورت يكسان برخورد مىكنند و به عنوان يك امت آنها را در نظر مىگيرند، ولى حكام عرب، با اين شيوه با دشمنان روبرو نمىشوند و اين مهمترين نقص و اشكال استراتژيك حكام عرب است. اين بدان معناست كه دشمن توانايىهايش را با اين ديد كه با يك امت واحد روبرو شده، عليه عراق و فلسطين بسيج مىكند.
جناب رييس جمهور! بسيارى از عراقىها در خارج از مرزها كه عراق را دوست دارند و با سازمان اطلاعاتى دنيا نيز هيچ ارتباطى ندارند، علاقمندند كه نشريات روزانه يا هفتگى مستقلى در عراق وجود داشته باشند كه نقطه نظرات آنها را درباره آنچه كه در عراق مىگذرد و به محدودههاى امنيتى ملى و قومى عربى مربوط مىشود، بدون هيچگونه سانسور منعكس كنند:
ما درباره روزنامهها و كتابها هيچگونه سانسورى اعمال نمىكنيم. چه، ما سانسور را به آگاهى مردم سپردهايم. آنها از ما مىشنوند و ما هم شنونده حرفهاى آنها هستيم. ما به انتقاد مستقيم تاكيد مىكنيم و به آن متكى هستيم. ما ايده انتشار مطبوعات غيردولتى را بررسى نموديم و دريافتيم كه اينگونه نشريات اگر از حمايتهاى مالى قومى برخوردار نباشند، قدرت ادامه كار را نخواهند داشت. حال بايد ببينيم اين حمايتها از كجا تامين خواهد شد؟ اگر منبع اين حمايتها بيگانگان باشند و يا در ارتباط با بيگانگان باشند، اين از نظر ما مردود است; زيرا نشريه، وابسته به كسى خواهد بود كه پول پرداخت مىكند و ديگر نمىتواند يك نشريه ملى و مستقل باشد. و اگر اين نشريات توسط دولتحمايت مالى شوند، الزاما مىبايست تحت چتر سياسى آن باشند و آنچه را كه دولت مىپسندد، بنويسند. لذا بايد دقت كرد كه انتشار اينگونه نشريات كه متكى به حمايت منابع دولتى هستند، بر چه حكمتى استوار است. اشاره كردم كه هر فرد عراقى مىتواند و حق دارد كه درباره آنچه در كشورش رخ مىدهد، اظهار نظر كند و به طور آزادانه و عارى از ترس و وحشت درباره استقلال و امور كشور فقط، نظراتش را بيان كند و ما از اين روند استقبال مىكنيم. البته همه بايد همواره اين را آويزه گوشمان قرار دهيم كه عراق را هدف گرفتهاند. لذا همه اين نظرات و عقايد رسانهها بايد در قدرت كشور و دولت عراق قرار بگيرد; زيرا جهنمىها در برابر اين ملت عظيم صف آرايى كردهاند. در غيراين صورت، بايد گفت كه نه تنها اين قلمها و نقطه نظرات، ما را از توجه به مسائل بنيادين دور خواهد كرد، بلكه ما را از رويارويى با دشمنان عراق و امت عربى نيز بازخواهد داشت.جناب رييس جمهور! اشخاصى كه از عراق خارج شدهاند، برخى از آنها داوطلبانه از كشورشان خارج شدهاند و برخى به صور ديگر; اما به هر حال همه آنها مايلند كه روزى به كشورشان برگردند، آنها چه بايد بكنند؟
ما همه موانع را برطرف نمودهايم و اعلام كردهايم كه ما از هر عراقى كه خواستار بازگشتبه كشورش مىباشد و مىخواهد كه در بين مردم خود به زندگى خود ادامه دهد، استقبال مىكنيم و هر كه مىخواهد در خارج از كشور زندگى كند، اين تصميم مربوط به خودش است. به هر حال ما مىخواستيم كه تمام بهانهها را از سر راه برداريم و نشان دهيم كه ديگر آنهايى كه در خارج زندگى مىكنند، بهانهاى براى پيوستن به مخالفان و معارضان ندارند. ما با ديدى تاريخى به يك كار خوب نگاه مىكنيم، نه با انگيزههاى داخلى و همين روح بلند تاريخى، ما را از توطئههاى خارجى در امان خواهد داشت. بنابراين نويسندگان و متفكران داخلى در چارچوب كشور و جهان عرب، نقش مهمى را بايد ايفا كنند. آنها وظيفه دارند كه ملت را از نظر فرهنگى و ملى روشن كنند تا بيگانه هيچگاه فرصتبازى با امنيت و تهديد امور اين ملت را پيدا نكند.
جناب رييس جمهور! اجازه دهيد از مرزهاى عراق خارج شويم و به سوى فلسطين برويم.
اين قهرمانىها در تاريخ امت ما با حروفى درخشان درج و ثبتخواهد شد. من به شهادتطلبىها و مقاومت مردم فلسطين طورى مىنگرم كه گويى خود آن را انجام مىدهم و هر فرد عربى نيز بايد چنين ديدى نسبتبه آن داشته باشد و اين همان روح با اصالت عربى است.
فداكارىهاى فلسطينىها اكنون پشتوانه ما شده و به ما اعتبار و توان مىبخشد و هيچگاه نبايد بگذاريم كه موضع ما را تغيير دهند. موضع منطقى در حال حاضر اين است كه ياسر عرفات نبايد جايگاهش را از دستبدهد و مسئله فلسطين هم نبايد به دست فراموشى سپرده شود. دشمنان مىخواهند ما را در بين چند موضع سردرگم كنند; ولى اسرائيل همچنان به جاى خود چسبيده است. اين وضعيتبسيار آزاردهنده است.آقاى رييس جمهور! درخواستها و مطالبات مردم عراق در پرتو تهديدات امريكا كم نيست، برخورد شما با اين مطالبات چگونه است؟
مايلم كه شما اين حقيقت را همانگونه كه هست، درك كنيد. ملت عراق در وجدان ما قراردارد و خدا را شكر گزاريم كه اين ملت در برابر ظالمانى كه در كمين آنها نشستهاند، همچنان پايدار و پابرجا هستند. ارتباط با مردم اصل و اساس كار ما را تشكيل مىدهد و اين پشتوانه ما در برابر خداوند است. بنابراين اقدامات تجاوزكارانه دشمن به هر اندازه كه باشد، بدون وزن و اعتبار خواهد بود.
برادران عرب ما بايد ايمان پيدا كنند كه ما درباره اصولى كه مطرح مىكنيم، صادق و مؤمن هستيم و شيوه كار ما در عراق به گونهاى است كه همه روزه شهروندان را مستقيما به حضور مىپذيريم و آنها مطالبات خود را بدون واسطه مطرح مىكنند. اين شيوه باعثشده كه شهروندان عراقى اهميت و جايگاه شهروندى خود را درك كنند و مسئوليتها را براى حل امور بهتر بشناسند.
آقاى رييس جمهور! فقط يك نكته مانده است كه اجازه دهيد آن را هم مطرح كنم. در بين كشورهاى منطقه شايع است كه به جز رؤساى جمهور كشورها و اعضاى هياتهاى رسمى، هر كس بخواهد با شما ديدار كند بايد به اتاق ضدعفونى برود و كمربند و كفش خود را درآورده و دستهاى خود را در يك محلول شيميايى كه هرچيز را به جز انسان ذوب مىكند، فرو برد و پس از تفتيش كامل با شما ديدار كند. اما در اين ديدار من چنين چيزى نديدم، آيا من يك مهمان استثنايى هستم يا آن حرفها شايعه است؟
شما كه به حضور ما آمديد آيا با چنين تجربهاى مواجه شديد؟ دشمنان، از هيچ ابزارى براى تخريب ما دريغ نمىكنند و اين شيوه كار آنها است.* * *
اين گفتوگو با مردى بود كه گفته مىشود اخيرا فقط سه نفر از نزديكترين يارانش، امكان راهيابى به مخفيگاه او را دارند.
اكنون با گذشت كمتر از سه ماه از اين گفتوگو، روزنامه انگليسى ديلى تلگراف مىنويسد كه ديگر ورود بلندپايهترين مشاوران صدام به مخفيگاه او ممنوع شده و تنها طه ياسين رمضان و عزت ابراهيم الدورى از معاونان وى و نيز پسرعمويش على حسن مجيد حق دارند به اين پناهگاه بسيار محكم و امنيتى رفت و آمد كنند.
اما شنيدن اين پاسخها از فردى چون صدام حسين با آن پيشينه و پروندهاى كه با خود دارد، چه تصورى را در خواننده ايجاد خواهد كرد و قضاوتها درباره او چگونه خواهد بود؟ آيا مىتوانيد مطمئن باشيد كه پاسخهاى وجيه او شما را به اشتباه نخواهد انداخت تا چون خبرنگارعرب زبان روزنامهاى كه در انگلستان منتشر مىشود، در حالى از صدام حسين جدا شويد كه «از فكر و ايده و طرحهاى او شگفت زده شده باشيد» و چنين بپنداريد كه او «خواستار گشودن صفحه جديدى در تاريخ روابط عربى و عراقى است و نمىخواهد به عقب و گذشته نگاهى داشته باشد و او رهبرى است كه نگاهش معطوف به آينده است!
درستشبيه پنداشت غلطى كه برخىها از چهرههايى چون بنلادن و ملا محمد عمر در سالهاى اخير بروز دادند و او را در حد يك منجى در بين مسلمانان ستودند. اما آيا تاريخ، بستر خود را براى چنين پندارها و انگارههاى غلط و انحرافى خواهد گشود؟